عقب‌نشینی تاکتیکی واشنگتن در برابر راهبرد هوشمندانه تهران/ بازی جدید ایران در معادلات منطقه

به گزارش شبکه خبری روشنا، تحولات ۷۲ ساعت گذشته در خاورمیانه نشان از تغییر موازنه قدرت به نفع محور مقاومت دارد. در حالی که کاخ سفید رسماً از حمله نظامی گسترده به ایران عقب‌نشینی کرده، جمهوری اسلامی ایران با به کارگیری یک راهبرد چندلایه، نه تنها در موضع انفعال قرار نگرفته، بلکه با افزایش هزینه‌ها برای آمریکا و متحدانش، معادلات جدیدی را در منطقه تعریف کرده است.

عقب‌نشینی واشنگتن؛ نمایش ضعف یا فرار به جلو؟

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بامداد امروز (۱۱ مرداد) در یک پیام توئیتری اعلام کرد که حملات گسترده به تأسیسات انرژی ایران را به شرط حصول سریع توافق، متوقف کرده است. وی مدعی شد که ایران و چند کشور منطقه خواستار توقف حملات بوده‌اند.

تحلیل فارس نشان می‌دهد که این اظهارات، بیشتر یک “فرار به جلو” برای خروج از بن‌بست تاکتیکی است تا یک پیروزی دیپلماتیک. واشنگتن که تا دیروز از “شدیدترین حملات هوایی” سخن می‌گفت، امروز ناچار است با زبان مذاکره سخن بگوید؛ آن هم در شرایطی که نه ایران و نه هیچ کشور منطقه‌ای درخواست توقف حمله نداشته‌اند. این عقب‌نشینی، نشان از ناتوانی آمریکا در مدیریت بحرانی دارد که خود آن را ایجاد کرده بود.

راهبرد تهران؛ افزایش هزینه‌ها و افقی‌سازی جنگ

برخلاف تصور برخی تحلیل‌گران غربی، ایران نه تنها در برابر تهدیدات کوتاه نیامده، بلکه با یک راهبرد تهاجمی-تدافعی، میزبان بازی را تغییر داده است. این راهبرد حول سه محور کلیدی طراحی شده است:

الف) عملیات موشکی علیه پایگاه آمریکا در اردن؛ پیام تنبیه‌گری

ساعاتی پس از عقب‌نشینی ترامپ، نیروهای مقاومت با شلیک موشک به پایگاه نظامی آمریکا در اردن، نشان دادند که تهران به سادگی تهدیدات را تحمل نمی‌کند. این اقدام که اولین حمله مستقیم به یک تاسیس نظامی آمریکا بدون حمله پیشین واشنگتن محسوب می‌شود، پیامی روشن برای کاخ سفید داشت: میدان نبرد را ما تعیین می‌کنیم، نه شما. هدف از این اقدام، تغییر محاسبات هزینه-فایده برای آمریکاست؛ یعنی اگر قصد جنگ دارید، هزینه‌های آن را در سراسر منطقه بپردازید.

ب) تهدید حشد شعبی به حمله به اردن، امارات و کویت؛ افقی‌سازی درگیری

هم‌زمان، منابع میدانی از تهدید حشد شعبی برای حمله به اردن، امارات و کویت در صورت همکاری با آمریکا خبر می‌دهند. این استراتژی که در ادبیات نظامی “افقی‌سازی جنگ” نامیده می‌شود، به دنبال منطقه‌ای کردن درگیری و افزایش فشار بر متحدان آمریکاست. فعال‌سازی هم‌زمان جبهه‌های عراق، سوریه، لبنان، یمن و تنگه هرمز، نشان می‌دهد که ایران توانایی مدیریت یک جنگ نیابتی گسترده را دارد بدون آنکه درگیری به خاک خودش کشیده شود. این همان نقطه‌ای است که کاخ سفید از آن هراس دارد.

ج) ادعای تاریخی بحرین؛ هشدار به کشورهای جنوب خلیج فارس

در اقدامی کم‌سابقه، بیانیه اخیر وزارت امور خارجه ایران در پاسخ به حاکم بحرین، این کشور را “بخش جدا شده از خاک ایران” خطاب کرده است. این ادعا که ریشه در اسناد تاریخی دارد، در مقطع کنونی یک پیام استراتژیک دوگانه محسوب می‌شود:

نخست، هشداری آشکار به آل‌خلیفه و سایر کشورهای جنوب خلیج فارس است که اگر میدان را برای آمریکا باز کنند، ممکن است امنیتشان با چالش‌های جدی‌تری مواجه شود.

دوم، این اقدام، یک سناریوی تنش‌آفرین جدید را کلید زده که می‌تواند به عنوان اهرم فشار در مذاکرات آتی استفاده شود. تهران با این حرکت، نشان داد که از قدرت چانه‌زنی بالایی در منطقه برخوردار است و حاضربه به چالش کشیدن نظم منطقه‌ای که آمریکا مدعی حفظ آن است.

تحلیل نهایی؛ ایران برنده میدان، آمریکا در بن‌بست

از نگاه تحلیل‌گران سیاسی، تحولات اخیر نشان می‌دهد که استراتژی “فشار حداکثری” آمریکا عملاً با شکست مواجه شده است. ایران با ترکیبی از اقدامات نظامی مستقیم (حمله به پایگاه اردن)، تهدیدات نیابتی (حشد شعبی) و ادعاهای حقوقی-تاریخی (بحرین)، موفق شده معادلات را به نفع خود تغییر دهد.

واقعیت میدانی این است که آمریکا از یک سو قادر به آغاز یک جنگ تمام‌عیار نیست (چرا که هزینه‌های آن برای کل منطقه و اقتصاد جهانی قابل تحمل نیست) و از سوی دیگر، پذیرش شرایط ایران را به معنای از دست دادن جایگاه خود در منطقه می‌داند. این همان بن‌بستی است که تیم ترامپ را مجبور به عقب‌نشینی کرده است.

جمهوری اسلامی ایران ثابت کرده که با تکیه بر قدرت دفاعی و میدانی خود، می‌تواند فشارهای خارجی را نه فقط دفع، بلکه به فرصتی برای پیشبرد اهداف منطقه‌ای خود تبدیل کند. مقاومت، تنها راهبردی است که در این میدان پیچیده، نتیجه بخش بوده و خواهد بود.

نویسنده: امیرحسین سیفی زاد

شبکه خبری روشنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *