چرا قیمت نفت افزایش نمییابد
سرویس اقتصادی – این پدیده که در نگاه اول خلاف انتظارات بهنظر میرسد، ریشه در مجموعهای از عوامل بنیادین اقتصادی، تغییر در الگوی درگیریها و «پوستکلفتی» بازار در برابر ریسکهای ژئوپلیتیک (Risk Premium Fatigue) دارد. با این حال، تحلیلگران بر این باورند که ایران همچنان اهرمهای راهبردی برای اعمال شوک به بازار نفت در اختیار دارد، هرچند استفاده از هر یک با ریسکهای سنگین لجستیکی، اقتصادی و دیپلماتیک همراه است که خود عاملی برای تعدیل انتظارات بازار محسوب میشود.
🔻 چرا قیمت نفت خام در برابر تنشها افزایش نیافت؟
بررسیهای بهعمل آمده نشان میدهد چهار عامل کلیدی نقش اصلی را در مهار قیمتها ایفا کردهاند:
- مازاد عرضه در برابر رکود تقاضا: بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، بازار نفت در نیمه دوم سال جاری و سال آینده میلادی با مازاد عرضه مواجه خواهد شد. در مقابل، تقاضای جهانی نفت به دلیل رکود صنعتی در چین و اروپا، قیمتهای بالای سوخت و سیاستهای محدودکننده مصرف، روندی نزولی در پیش گرفته است. پیشبینی میشود مصرف جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز کاهش یابد.
- افزایش تولید اوپکپلاس و رقبا: اعضای اوپکپلاس بهریاست عربستان و روسیه، تصمیم به افزایش تدریجی تولید گرفتهاند و تولیدکنندگان خارج از این گروه مانند آمریکا، برزیل و گویان نیز بر حجم عرضه افزودهاند که بر فشار مازاد عرضه میافزاید.
- ارزیابی ریسک پایین ژئوپلیتیک توسط معاملهگران: معاملهگران درگیری جدید را کوتاهمدت و محدود ارزیابی میکنند. همچنین هر دو طرف از هدف قرار دادن مستقیم زیرساختهای نفتی یکدیگر خودداری کردهاند که این امر احتمال یک شوک عرضه بزرگ و پایدار را کاهش داده است. بازار درک کرده است که ایران به دنبال یک تشدید ناگهانی و تمامعیار (مانند بستن کامل تنگه) نیست، بلکه استراتژی «آزاردهنده اما کنترلشده» را در پیش گرفته است که اختلالی موقت و قابلمدیریت ایجاد میکند.
- نقش چین به عنوان «مهارکننده خودخواسته»: بزرگترین مشتری نفت ایران، به صراحت به تهران پیام داده است که هرگونه تشدید نظامی که به اقتصاد چین آسیب بزند، میتواند به کاهش واردات از ایران یا حتی توقف پرداختهای مالی منجر شود. این تهدید عملاً ریسک تشدید را برای ایران بسیار پرهزینهتر از آنچه در محاسبات نظامیاش دیده میشود، کرده است. بازار نیز میداند که ایران بدون نقدینگی چین، دوام چندانی در یک درگیری طولانی ندارد.
با این حال، یک نکته ظریف در این میان وجود دارد: قیمت فرآوردههای نفتی مانند بنزین و گازوئیل به دلیل افزایش هزینههای بیمه دریایی و حملونقل در منطقه خلیج فارس، رشد بیشتری را نسبت به نفت خام تجربه کرده است که نشاندهنده انتقال سریعتر هزینههای امنیتی به زنجیره توزیع سوخت است. به گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، ظرفیت پالایش در منطقه خلیج فارس کاهش یافته و کمبود فرآوردههای نفتی، مستقل از نفت خام، بهوجود آمده است.
🎯 ایران برای افزایش قیمت نفت چه اهرمهایی در اختیار دارد؟
کارشناسان معتقدند ایران برای افزایش قیمت نفت، عمدتاً بر دو استراتژی کلیدی تکیه دارد:
- تشدید اختلال در تنگه هرمز: حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از این تنگه عبور میکند. ایران میتواند با افزایش حملات به نفتکشها، کارگذاری مین دریایی، یا اعمال نظامنامه و عوارض جدید برای تردد، هزینههای بیمه و حملونقل را به شدت افزایش داده و عرضه را مختل کند. ایران پیشتر نشان داده که میتواند با حملات موشکی و پهپادی به نفتکشها، ترس و عدم اطمینان را در بازار ایجاد کند.
- حمله به زیرساختهای نفتی همسایگان (عربستان و امارات): هدف قرار دادن تأسیسات نفتی کشورهای همسایه که متحد آمریکا هستند، یک راهبرد کلاسیک در جنگهای نامتقارن است. در سال ۲۰۱۹، یک حمله مشابه با پهپاد به تأسیسات آبقایق عربستان، نیمی از تولید نفت این کشور را از بین برد. تکرار چنین حملاتی در شرایط فعلی، میتواند شوک عظیمی به بازار وارد کند و قیمت نفت را به سرعت به مرز ۱۰۰ دلار و فراتر از آن برساند.
⚠️ اما این استراتژیها برای ایران خالی از ریسک نیست
- آسیبپذیری خود ایران: اختلال در تنگه هرمز، صادرات نفت خود ایران را نیز با مشکل مواجه میکند و با توجه به وابستگی شدید ایران به درآمدهای نفتی، این استراتژی به یک شمشیر دولبه تبدیل میشود.
- محدودیتهای لجستیکی ظرفیت مازاد اوپکپلاس: اگرچه عربستان و امارات دارای ظرفیت مازاد تولید هستند، اما در صورت انسداد کامل تنگه هرمز، انتقال این نفت به بازار به دلیل محدودیت خطوط لوله جایگزین (مانند خط لوله شرق به غرب عربستان به دریای سرخ و خط لوله حبشان-فجیره در امارات) با چالشهای جدی لجستیکی مواجه خواهد شد. این ظرفیت مازاد تنها تا سقف خطوط لوله جایگزین قابل استفاده است و نمیتواند بهطور کامل جایگزین نفت ۲۰ درصدی عبوری از تنگه شود؛ هرچند همین مقدار نیز برای جلوگیری از جهش وحشتناک قیمت (مثلاً تا ۱۵۰ دلار) کافی است و شوک را به افزایشی محدودتر (مثلاً ۹۰ تا ۱۰۰ دلار) تبدیل میکند.
- فشار خریداران عمده (چین): هرگونه ناامنی پایدار در خلیج فارس که منجر به جهش بیسابقه قیمت نفت شود، مستقیماً منافع اقتصادی چین را به خطر انداخته و میتواند تهران را با چالشهای دیپلماتیک جدی و حتی کاهش تقاضای بالفعل از سوی بزرگترین مشتری خود مواجه کند.
جمعبندی نهایی: حل تناقض ظاهری رفتار بازار
در شرایط فعلی، یک دوگانگی کلیدی در ذهن فعالان بازار وجود دارد که قیمتهای نفت را در این سطح نگه داشته است: از یک سو، تحلیلگران میدانند که ایران تنها اهرم راهبردی خود را در ایجاد ناامنی در خلیج فارس میداند و به نظر میرسد برای ادامه این مسیر، هزینههای سیاسی و اقتصادی آن را پذیرفته است. از سوی دیگر، معاملهگران سه دلیل اصلی دارند که هنوز این ریسک را با قیمتهای بالاتر تسویه نمیکنند:
- تغییر در الگوی درگیری (فرسایشی به جای ضربهگیر): بازار درک کرده است که ایران به دنبال یک تشدید ناگهانی و تمامعیار (مانند بستن کامل تنگه) نیست، بلکه استراتژی «آزاردهنده اما کنترلشده» را در پیش گرفته است. حملات اخیر به نفتکشها و تأسیسات همسایگان، با هدف افزایش هزینههای بیمه و ایجاد ترافیک روانی در بازار طراحی شدهاند، نه قطع کامل جریان نفت. این نوع درگیری، اختلالی موقت و قابلمدیریت ایجاد میکند که بازار قبلاً تجربه آن را در سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳ داشته است.
- مکانیسم جبرانکننده اوپکپلاس (با اصلاح لجستیکی): بازار میداند که اگر ایران دست به اختلال جدی بزند، عربستان و امارات حداقل تا سقف ظرفیت خطوط لوله جایگزین خود (شرق به غرب و حبشان-فجیره) تولید را افزایش خواهند داد. این افزایش، هرچند نمیتواند تمام نفت ۲۰ درصدی عبوری از تنگه را جبران کند، اما به اندازهای است که از جهش وحشتناک قیمت (مثلاً تا ۱۵۰ دلار) جلوگیری کند و شوک را به افزایشی محدودتر (مثلاً ۹۰ تا ۱۰۰ دلار) تبدیل نماید. بازار چنین سناریویی را قابلتحمل میداند.
- نقش چین به عنوان «مهارکننده خودخواسته»: بزرگترین مشتری نفت ایران، به صراحت به تهران پیام داده است که هرگونه تشدید نظامی که به اقتصاد چین آسیب بزند، میتواند به کاهش واردات از ایران یا حتی توقف پرداختهای مالی منجر شود. این تهدید عملاً ریسک تشدید را برای ایران بسیار پرهزینهتر از آنچه در محاسبات نظامیاش دیده میشود، کرده است.
در نتیجه: تناقض ظاهری با این نگاه حل میشود که ایران «مسیر تنشآفرینی» را پذیرفته، اما نه «مسیر تشدید تمامعیار» را. بازار نیز دقیقاً به همین دلیل، ریسک را در قیمتهای کنونی لحاظ کرده است؛ چراکه معتقد است تهران از «خط قرمز» عبور نخواهد کرد و هر اقدامی در چارچوب یک جنگ فرسایشی و حسابشده باقی خواهد ماند. با این حال، نظارت بر دو شاخص «شدت حملات به نفتکشها» و «واکنش خطوط لوله جایگزین» از این لحظه به بعد، کلید پیشبینی هر گونه تغییر ناگهانی در قیمتها خواهد بود. بازارهای جهانی باید خود را برای نوسانات ناگهانی ناشی از تشدید احتمالی این دو سناریو آماده کنند، هرچند که عوامل بنیادین و محدودیتهای زیرساختی، شدت و دوام این شوکها را تعدیل خواهند کرد.
نویسنده: امیرحسین سیف
دیدگاهتان را بنویسید